ديگران و بىاحترامى به شخصيت آنان منجر شود ، از دزدى بدتر است ( قدس ) گرچه دزدى و حرامخورى نيز گناهان بزرگى است .
مصيبت بالاتر اين است كه برخى از مردم ، غيبت ، تهمت و شايعهپراكنى خود را توجيه مىكنند ؛ به عنوان يك امر واجب يا مستحب آبروى اشخاص را مىبرند ، از هر اهانتى دريغ نمىكنند ، نام گناه خود را مثلًا غيبت يا تهمت سياسى مىگذارند و بدتر اينكه به خيالِ خام و واهى خود ، تصوّر مىكنند به وظيفهءشرعى خويش عمل كردهاند ؛ در صورتى كه از منظر قرآن ، اين افراد در روز قيامت ، ورشكستهترين افراد هستند و بايد پاسخگوى اهانتها و هتك حرمتهاى خود باشند :
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالا ، الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا « 1 »
بگو : آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم ؟ آنان كسانىاند كه كوشششان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مىپندارند كه كار خوب انجام مىدهند .
اگر كسى زبان خود را كنترل نكند ، شيطان بر او مسلّط مىشود و پشت سر هر
كسى كه بتواند غيبت مىكند ، حتّى به جايى مىرسد كه غيبت افراد موجّه و حتّى علماى ربّانى و مراجع تقليد را مىنمايد و براى آنان شايعه مىسازد . چنين افرادى توجّه ندارند كه سخنان ناهنجارى كه راجع به بزرگان دين بر زبان جارى مىسازند ، تهمت است و گناه آن مضاعف خواهد بود . ولى اثر سوئى كه در اذهان باقى مىگذارد ، بزرگتر از گناهى است كه مرتكب مىشوند ؛ زيرا تخريب شخصيّت مراجع تقليد و علماى دين ، موجب بدبينى عموم مردم و جوانان به دين و ديانت مىشود و اين گناهى نابخشودنى است .
هامش
( 1 ) . كهف / 104 - 103