اعمال حسنهء وى تمام شود ، گناهان و اعمال ناشايست بستانكاران را به پروندهء وى منتقل مىكنند . بهگونهاى كه گويى خود او آن گناهان را مرتكب شده است و به ناچار بايد براى گناه ديگران نيز عذاب شود . در واقع خدمت بزرگى به بستانكاران خود كرده است كه عذاب گناهان آنان را تحمّل مىنمايد و آنان بايد از اين جهت كه از عقوبت اعمالشان كاسته شده است ، خشنود باشند .
در روايت ديگرى آمده است كه برخى افراد در قيامت ، پروندهء خويش را خالى از حسنات مىبينند . با تعجب سؤال مىكنند : اعمال خير و عبادات و انفاقات ما چه شد كه اثرى از آن نمىيابيم ؟ به آنان خطاب مىشود : حسنات شما به پروندهء اعمال كسانى كه با آنان خصومت داشتيد منتقل شده است . سپس مشاهده مىكنند علاوه بر اين كه نامهء اعمالشان تهى از نيكىهاست ، گناهانى در آن ثبت شده است كه هرگز مرتكب نشدهاند . وقتى علّت را جويا مىشوند ، به آنان خطاب مىشود : اينها گناهان كسانى است كه از آنها غيبت كردهايد ، به آنها ناسزا گفتهايد ، نسبت به آنها بد انديشيدهايد و در خريد و فروش بر آنها ستم كردهايد . « 1 »
در اينجا براى توضيح بحث ، بايد به تقسيم حقّ النّاس به دو قسم « آبرويى » و « مالى » اشاره نماييم .
ضايع كردن حقّ مالى يا تضييع حقّ آبرويى ديگران بسيار مذموم است و در تعاليم قرآن و عترت ، در رديف قتل نفس و آدمكشى ، مورد نكوهش واقع شده
است . پيامبر گرامى ( ص ) در اين زمينه مىفرمايند :
« سِبَابُ الْمُؤْمِنِ فُسُوقٌ وَ قِتَالُهُ كُفْرٌ وَ أَكْلُ لَحْمِهِ مَعْصِيَةٌ وَ حُرْمَةُ مَالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ » « 2 »
هامش
( 1 ) . المحجّة البيضاء ، ج 8 ، ص 343
( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 359