نتواند روزههاى خود را قضا كند ، قضاى آن روزهها از وى ساقط مىشود و لازم نيست جبران آن را بنمايد .
ولى گاهى گستاخى و بىحيايى انسان ، او را به جايى مىرساند كه عمداً و دانسته و بدون هيچ عذرى روزه نمىگيرد و در مقابل فرمان خداوند متعال ايستادگى مىكند . امّا رحمت واسعهء الهى اقتضا مىكند كه اگر همين انسان گستاخ نيز توبهء حقيقى كند و از بىحيايى خويش نادم و پشيمان گردد ، او را ببخشد .
كسى كه عمداً يك روزه را ترك كرده است ، براى تحقّق توبهء خويش بايد بعد از احساس ندامت و اظهار شرمندگى ، علاوه بر قضاى روزه ، شصت روز را كه سى و يك روز آن پشت سر هم باشد بهعنوان كفّاره ، روزه بگيرد ، يا شصت فقير را إطعام كند . ولى اگر توان مالى و بدنى جهت روزه گرفتن يا پرداخت كفّاره را ندارد ، و به هيچ وجهى نتواند روزهخوارى خود را جبران كند ، حقتعالى همان شرمندگى و خجالتزدگى را به عنوان توبهء واقعى از او قبول مىكند و وى را مىبخشد .
بهراستى چه خداى رئوفى كه تا اين اندازه براى بازگشت بندگان و نجات آنان از عذاب ، راه را باز مىنمايد و آنها را تشويق نموده و با آنان مدارا مىكند . و چه بد بندگانى هستند كسانى كه با اين همه تخفيف مجازات ، باز هم توبه نمىكنند :
« اللَّهُمَّ نِعْمَ الْإِلَهُ أَنْتَ وَ نِعْمَ الرَّبُّ أَنْتَ وَ بِئْسَ الْمَرْبُوبُ أَنَا وَ نِعْمَ الْمَوْلَي أَنْتَ وَ بِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا » « 1 »
بارخدايا ، چه خوب خداوندگارى هستى تو ، و چه خوب سرپرست و تربيت كنندهاى هستى تو ، و چه بد پرورش يافتهاى هستم من ، و چه خوب سرورى
هستى تو ، و چه بد بندهاى هستم من .
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 84 ، ص 326