دوّم : كفر و فسق بعد و شرمندگى از ايمان و تقوى ؛ يعنى بىدين شدن پس از ديندارى .
سوّم : سرافكندگى به هنگام مرگ در خدمت اميرالمؤمنين ( ع ) و اولياء معصومين ( ع ) .
انسان بايد از شرّ نفس خودش كه او را به سوء عاقبت گرفتار مىسازد ، به خداوند سبحان پناه ببرد . نفسى كه در كمين اوست و هر لحظه براى گمراهى وى
تلاش مىكند . امام صادق ( ع ) فرمود :
« إِنَّ الْعَبْدَ يُصْبِحُ مُؤْمِناً وَ يُمْسِيَ كَافِراً وَ يُصْبِحُ كَافِراً وَ يُمْسِيَ مُؤْمِناً وَ قَوْمٌ يُعَارُونَ الْإِيمَانَ ثُمَّ يُسْلَبُونَهُ وَ يُسَمَّوْنَ الْمُعَارِينَ » « 1 »
بنده ، شب را با ايمان به صبح مىرساند و شب كافر مىشود و شب را در حال كفر به صبح مى رساند و شب مؤمن مىشود ، و گروهى ايمان را به عاريه مىگيرند ، سپس آن را از دست مىدهند و به آنان عاريه گيرندگان گفته مىشود .
راهكار اصلى و اساسى رهايى از شرّ عاقبت سوء ، بازگشت به سوى خداوند رحمان و رحيم و پناه گرفتن در زير پرچم آن ذات كبريايى است . آياتى از قرآن كريم به ناگوارى سوء عاقبت اشاره كرده و گرفتار شدن به آن را ناشى از گناه انسان بر مىشمارد . « 2 » بر اين اساس ، گفته مىشود كه توبه ، موجب عاقبت به خيرى است .
در قرآن شريف ، با ذكر يك حكايت آموزنده ، سرنوشت كسى كه دچار فسق بعد از ايمان شده است بيان گرديده تا بندگان ، نياز هميشگى به ارتباط با خداوند تعالى
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 418
( 2 ) . روم / 10 ؛ يونس / 39 ؛ نحل / 112