كرد ، فرمود : اى على ، سوگند به خدا ، ما به وعدهاى كه به دوست تو داديم ، وفا كرديم . « 1 »
شبيه اين واقعه براى همسايهء ابىبصير ، كه او هم از ياران نزديك امام
صادق ( ع ) بوده ، اتفاق افتاده است . « 2 »
11 ) توجّه انسان به ذلّت خود و عظمت خداوند
اقرار به گناه و اعتراف به نافرمانى حقتعالى ، انسان را متوجّه ذلّت ، زبونى و كوچكى خويش مىكند و عظمت خداى بزرگ را به او يادآور مىشود .
اگر گناهكار از كردار خود پشيمان شود ، در برابر نعمتهاى فروانى كه خداوند به وى ارزانى داشته است ، از خود و خداى خود شرمسار مىگردد . حتّى اگر گناهكار ، جزو گرفتارترين مردم باشد و از نعمتهاى دنيوى بهرهء كمى برده باشد ، باز هم نمىتواند به معناى حقيقى ، قدردان و شكرگزار همان نعمتهايى كه در اختيار دارد ، باشد و در همان حال پريشانى و درماندگى و با وجود همهء گرفتارىها ، باز نمىتواند نعمتهايى كه خداوند تعالى به او ارزانى داشته است را بشمارد :
وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّار « 3 »
و از هر چيزى كه از او خواستيد به شما عطا كرد ، و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد ، شمار و حساب نتوانيد كرد . حقّا كه انسان سخت ستمگر و ناسپاس است .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 106
( 2 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 474
( 3 ) . ابراهيم / 34 ؛ ر . ك : نحل / 18