پولپرست ، رياستطلب و دنياطلب باشد ، هرچند جاذبهى قرآن او را جذب مىكند ، ولى باز از آن روى گردان مىشود . در حالى كه اگر كسى ضميرى صاف و بىآلايش داشته باشد ، با شنيدن كلام حق ، دلش به انوار آن مجذوب گشته و اشك در چشمانش حلقه مىزند ، چنان كه آيهى شريفهى :
« وَ إِذا سَمِعُوا ما انزِلَ إِلَى الرَّسولِ تَرَى أعْيُنَهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ . . . »
« 1 » را مربوط به همين ماجرا و در شأن نجّاشى دانستهاند ؛ زيرا با تلاوت آيات توسط جعفر ، اشك از چشمان او جارى شد .
اين آيه مىخواهد بگويد : اى پيامبر ! ببين كسى كه در پى حقيقت باشد ، اينگونه متغير مىشود ؛ با اينكه پيامبر را نديده و خود ، رياست سرزمينى مانند حبشه را دارد ، امّا با شنيدن آيات قرآن مجذوب كلام وحى مىشود .
3 ) تبعيد و محاصره اقتصادى مسلمانان در شعب ابى طالب
پس از مهاجرت جعفر و همراهانش به حبشه ، ديگر مسلمانان نيز ، كه اغلب آنان را زنان ، كودكان و افراد سالخورده تشكيل مىدادند ؛ از فشارها و آزارهاى مشركان قريش در امان نبودند و روزبهروز شرايط زندگى برآنان سختتر مىگشت . شقاوت و بىرحمى مشركان كار را به جايى رساند كه پيامبر ( ص ) ناگزير شدند تا براى محافظت از مسلمانان ، آنان را به شعب ابوطالب ببرند .
با اين اوصاف ، مسلمانانى كه توانايى مهاجرت به حبشه را نداشتند ، بسيار
هامش
( 1 ) - مائده / 83 : « و چون آنچه را به سوى اين پيامبر نازل شده بشنوند ، مىبينى بر اثر آن حقيقتى كه شناختهاند ، اشك از چشمهايشان سرازير مىشود . . . » .