كفّار قريش عمر و عاص و . . - با مسخره كردن كلام جعفر كه « مگر مىشود يك كلام هم معجزهى پيامبرى محسوب بشود » ، قصد داشتند نظر نجّاشى را نسبت به ماندن آنها در حبشه به نظر خود متمايل سازند ، امّا نجّاشى با ردّ تمسخر آنان گفت : حضرت عيسى ( ع ) نيز معجزهاى چون كتاب انجيل دارد . « 1 » جعفر ، موقعيت را براى تلاوت آياتى از كلامالله مجيد مناسب ديد و با صداى زيباى خود شروع به خواندن چند آيه نمود . جلسه فضايى معنوى و پرجاذبه يافت و سكوتى فوقالعاده بر جلسه حكمفرما شد . آيات قرآن چنان دلنشين و جذّاب بود ، كه اشك در چشمان نجّاشى و كسانى كه در آن جلسه ضميرى صاف و فطرتى پاك داشتند ، حلقه زد و بر گونههايشان جارى شد .
به اعتقاد بسيارى از علما و بزرگان ، نجّاشى در همان لحظه قلباً به اسلام ايمان آورد ، ولى از بروز و آشكار كردن اعتقاد خود امتناع مىورزيد . - دليل چنين نظريهاى ، حمايتهاى اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى و اجتماعى نجّاشى از مسلمانان مىباشد . - براى بازگرداندن مسلمانان هداياى تضمينى هم در نظر گرفته شده بود كه نجاشى قبول نكرد ؛ بدين ترتيب تلاشهاى نمايندگان مشركان قريش در بازگرداندن مسلمانان به مكّه بىثمر ماند .
نجّاشى در جلسهاى ديگر با حضور كفّار قريش ، از جعفر و مسلمانان خواست تا از امتيازات اسلام بيشتر سخن بگويند ، جعفر باز با خواندن قرآن فضاى جلسه را دگرگون ساخت و جاذبهى قرآن حتّى كفّار قريش را متأثّر ساخت . با اين حال ، عصبيت جاهلى مانع هدايت آنان شد . « 2 » خدا نكند كسى
هامش
( 1 ) - ابن هشام ، السيره النبويه ، القسم الاوّل ، صص 336 - 332
( 2 ) - همان