زده و يك پايش را به يك شتر و پاى ديگرش را به شترى ديگر بسته و آن دو شتر را به جهت مخالف يكديگر ، حركت دادند و در نتيجه آن بانوى بزرگوار نصف شد ؛ در حالى كه مشركان قريش از مشاهدهى چنين صحنهاى با خنده و قهقههاى شيطانى و مستانه لذّت مىبردند « 1 » .
افزايش آزار مشركين و مهاجرت مسلمانان به حبشه
آزار و اذيت مشركين قريش چنان عرصه را بر مسلمانان تنگ نمود ، كه پيامبر ( ص ) ناگزير شدند براى رهايى مسلمانان از فشارها و آزار مشركان دستور دهند تا مسلمانان جوان كه توانايى مهاجرت دارند ، به حبشه بروند و از حاكم عادل آن ديار مدد بجويند . « 2 » از سخنان پيامبر ( ص ) دربارهى نجّاشى مىتوان نتيجه گرفت او انسانى باعاطفه ، عاقل و فهميده بود . بر اساس برخى از شواهد و قرائن به نظر بسيارى از علما ، وى در همان اوّلين جلسه با زمينهى مساعدى كه نسبت به اسلام داشت و نشانههايى كه پيرامون پيامبر آخرالزّمان از كتب مسيحيت خوانده بود ، مسلمان گرديد . امّا بنا بر مصالحى نمىتوانست مسلمانى خود را آشكار نمايد ؛ زيرا او پادشاه نصرانىها بود و اگر مسلمانى خود را آشكار مىنمود ، نمىتوانست آن خدمات شايان را در حقّ مسلمانانى كه به حبشه پناهنده شده بودند ، انجام دهد .
كفّار قريش كه مدّتى بعد متوجّه مهاجرت تعدادى از مسلمانان به حبشه شدند ، براى باز گرداندن آنان به مكّه ، نمايندگانى را به سوى حبشه و نزد
هامش
( 1 ) - ابن هشام ، السيره النبويه ، القسم الاوّل ، صص 320 .
( 2 ) - همان ، ص 330 .