اين سؤالات از چراهاى بزرگ تاريخ بشريت است كه يك پاسخ بيشتر ندارد و پاسخ آن اين است : واى بر ملّتى كه داراى تحليل سياسى و بصيرت و تفكّر و تعقّل نباشد !
چنان كه در مباحث پيشين اشاره نموديم ، ايمان برخى از مسلمانان ، ايمان عمقى نبود ، ايمان قلبى نبود و در نتيجه ، تلاشهاى وقيحانهى منافقان و معاندان كه منتظر فرا رسيدن چنين لحظهاى بودند ، در اين موقعيت حسّاس آن ضربهى جبران ناپذير را به حركت اسلام وارد ساخت .
از اين رو ، در قرآن مىخوانيم :
« إِنَّ شَرَّ الدَّوآبِّ عِندَاللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لايَعْقِلُونَ »
« 1 » بدترين جنبندگان نزد خداوند آن كسى است كه تعقّل ندارد و فكر خويش را به كار نمىاندازد تا راه صحيح را بيابد . اين لحن گفتار حق تعالى اهميت تعقّل و بصيرت را براى انسانها جلوهگر مىسازد .
توصيهى اكيد قرآن در داشتن تحليل سياسى ، تفكّر و انديشه است . چنان كه مىفرمايد :
« فَبَشِّر عِبادِ الّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَه اولئكَ الَّذينَ هَدَئهُمُ اللّهُ وَ اولئِكَ هُمْ اولُوا الالبابِ »
« 2 » يعنى به بندگانى كه سخنان مختلف را مىشنوند و بهترين و منطقىترين آن سخنان را بر مىگزينند ، بشارت بده كه آنها « اولوا الالباب » هستند ، اهل تميز دادن خوب و بد هستند و انسان قشرى نيستند . واژهى « اولوا الالباب » شايد
هامش
( 1 ) - انفال / 22 : « قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانىاند كه نمىانديشند . »
( 2 ) - زمر / 17 و 18 : « پس بشارت بده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرا مىدهند و بهترين آن را پيروى مىكنند ؛ اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان . »