توسّل به اهلبيت ( ع ) كه مفسّران حقيقى قرآنند ، امكان انحراف از حقايق قرآن را به دنبال دارد و از سوى ديگر ، بىتوجّهى به قرآن با سيرهى اهلبيت عصمت و طهارت منافات دارد .
طبق اين روايت ، قرآن و عترت معادل و همطراز يكديگرند و هر چه در قرآن هست ، در ايشان نيز وجود دارد تا روز قيامت هميشه همراه و تصديق كنندهى هم هستند ، به همين دليل شرط رهايى از گمراهى ، تمسّك جستن به قرآن و عترت است . هر يك از اين دو ، به تنهايى براى هدايت آدمى كفايت نمىكند . اين روايت اشارهاى نيز به ظهور حضرت بقية اللّه ( عجل التعالى ) دارد . همراهى قرآن و عترت تا روز قيامت ، اشارهاى صريح به ظهور آن امام دارد كه تا قيامت آن دو جدا شدنى نيستند . بنابراين براى عدم جدايى اين دو بايد آن حضرت در پردهى غيبت و در حيات باشند تا در موقع لزوم كار هدايت مؤمنان را به عهده داشته باشند . چنان كه بارها از خطاى مراجع تقليد در فتاوى جلوگيرى نموده و آن خطاها را اصلاح فرمودهاند و اعتقاد به منجى آخرالزّمان و مهدى آل محمد ( ص ) بيشترين روايات را در احاديث شيعه و سنّى به خود اختصاص داده است .
نقل مىكنند : يكى از رؤساى عرب كه از ديگر شهرهاى حجاز ، به مكّه آمده بود ، مجذوب صلابت ، صبر و استقامت پيامبر ( ص ) گرديد و گفت : من مسلمان مىشوم ، به اين شرط كه بعد از تو ولايت از آنِ من باشد . پيامبر اكرم ( ص ) با كمال شهامت فرمودند :
« اللّهُ أعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » .
« 1 »
هامش
( 1 ) - انعام / 124 : « خدا بهتر مىداند رسالتش را در كجا قرار دهد . »