ولايت اميرالمؤمنين ( ع )
از جمله مباحث قابل تأمّل صدر اسلام ، كه كمتر بدان توجّه شده است و در كتب سيره بدان آنچنان كه شايسته است نپرداختهاند ، ماجراى سقيفه است ؛ كه سؤالات فراوانى را در ذهن پژوهش گران و تحليل گران تاريخ ايجاد كرده است . از جملهى آن سؤالات ؛ اين است كه چه اتّفاقى موجب گرديد تا مسلمانانى كه داراى سوابق درخشان مجاهدت ، ايثار و شهادت طلبى بودند و حتّى برخى از آنان چندين نفر از خاندان خويش را در راه آرمانهاى اسلامى پيامبر اكرم ( ص ) فدا كرده بودند ، حاضر به تسليم شدن در برابر فتنهى سقيفهى بنىساعده گرديدند ؟
چه عاملى باعث شد تا مسلمانانى كه دو ماه قبل از رحلت رسول گرامى اسلام ( ص ) در غدير خم پس از حجة الوداع ، شاهد انتصاب حضرت على ( ع ) به خلافت و جانشينى پيامبر توسط آن حضرت بودند ، با وجود نزول آيهى
« الْيَومَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ أَلاسلامَ ديناً »
« 1 » ولايت و خلافت را حقّ مسلّم حضرت اميرالمؤمنين ( ص ) مىدانستند ، حاضر به پذيرش خلافت فرد ديگرى شدند ؟
چه حادثه و جريانى - در طى اين دو ماه كه هنوز تا زمان حيات پيامبر اسلام ( ص ) تا 28 صفر سال يازدهم هجرى بيعت با آن حضرت ادامه داشت - باعث شد به مجرّد اينكه رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت ، هنوز جنازهى آن اشرف بشريت و كائنات به خاك سپرده نشده ، سقيفهى بنى ساعده تشكيل گرديد ؟
هامش
( 1 ) - مائده / 3 : « امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را بر شما [ به عنوان ] آيينى برگزيدم . »