خاتمه دادن به چيزى است . چنان كه در پايان نامه و مطلبى آن را مهر پايانى مىزنند و به آن « خاتَم » مىگويند . خاتِم از آن روست كه نامهى رسالت را پايان داده است و خاتَم است چون زينت بخش آن نامه شده است .
در آيهاى ديگر مىفرمايد :
« وَ ما أَرْسَلْنكَ إِلا كآفَّهً لِلنّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لايَعْلَمُونَ »
« 1 »
خاتميت از ديدگاه روايات
روايتهاى متعدّدى نيز به مسألهى خاتميت اشاره دارند ؛ از جمله حديث « منزلت » كه در جنگ تبوك پيامبر اكرم ( ص ) اميرالمؤمنين ( ع ) را به جانشينى خود در مدينه گماردند تا اوضاع مدينه را در زمان غيبت حضرت رسول الله ( ص ) كنترل نمايند ، كه فرمودند :
« أَنت بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِن مُوسي ( ع ) إِلا أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدي » ؛ « 2 »
يعنى اى على تو در كنار من ، به منزله و مانند هارون در كنار موسى هستى ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى مبعوث نخواهد شد . اين روايت از نظر سند ، بسيار محكم و متواتر است . هم شيعه و هم سنّى « 3 » بدان اشاره كردهاند .
هامش
( 1 ) - سبأ / 28 : « و ما تو را جز [ به سِمَت ] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم نفرستاديم ؛ ليكن بيشتر مردم نمىدانند . »
( 2 ) - ابن شهر آشوب مازندرانى ، مناقب آل ابىطالب ، ج 3 ، ص 66
( 3 ) - بخارى ، محمّد بن اسماييل ، الصحيح ، ج 5 ، ص 129 و ج 4 ، ص 208 .