پيامبر اكرم ( ص ) براساس اين دستورالعمل ، با جدّيت و همّت و الا به اين برنامه عمل مىكردند و دليل موفّقيت آن حضرت در فراگيرى اسلام در مدّتى محدود ، همين برنامهى ارتباط او با ربّالعالمين بود .
خوشا به حال كسى كه برنامهى عبادى ، راز و نياز و توسّل به اهل بيت ( ع ) فراتر از يك عادت لازمهى زندگيش شود . آنگاه هنگامى كه لحظات مرگ و احتضار او فرا مىرسد ، يعنى آن لحظههايى كه شعور و تدبير از آدمى گرفته مىشود ، طبق برنامهاى كه در سراسر زندگى خود بدان مأنوس بود ، لب به مناجات و تلاوت قرآن و توسّل به آن بزرگواران بگشايد . و با ذكر شيرين اسماء مباركشان جان به جان آفرين تسليم كند .
انقطاع از غير خدا
هر چند دستورالعمل « دعا و راز و نياز » را به استناد آيهى « و تبتيل اليه تبتيلًا » بيان كرديم ، امّا نكتهى ظريفى در اين آيه وجود دارد كه دستورالعمل بعدى را نيز بايد از همين آيه استخراج نمود . در اين آيه به جاى اينكه به رسول و فرستادهى خود بگويد دعا كن ، از واژهى « تبتّل » استفاده نموده است ؛ يعنى قطع و انقطاع از همه چيز غير از خدا و وصول و اتصّال صد در صد به خداوند .
در اين مبحث ، واژهى انقطاع را از دو زاويه مىنگرند . يكى « انقطاع عن النّاس » و ديگرى « انقطاع الى اللّه » . در حقيقت دعا بايد اين مأموريت و نقش را در حالت معنوى بنده به وجود آورد . بريدن از همه چيز حتّى از خود و وصل شدن