يعنى لازمهى موفّقيت در هر كارى ، توكّل است و بدون توكّل ، رسيدن به موفّقيت امكانپذير نيست . اگر خداوند در امور ما وكيل باشد ، به مطلوب خود دست خواهيم يافت . توكّل به اين معنى است ؛ كه انسان به جايى برسد كه به جز خداوند تبارك و تعالى به هيچ كس اميد نداشته باشد و خداوند را پناه خود بداند . پيامبر اكرم ( ص ) اين حالت را به طور كامل در خود بهوجود آورده بودند . نمونهاى از توكّل آن حضرت در يكى از جنگها تجلّى پيدا كرد .
چنان كه نقل مىكنند ؛ در جنگ ذات الرّقاع ، بين دشمن و مسلمانان يك كوه فاصله بود . در يك طرف كوه مسلمانان و در طرف ديگر آن ، كفّار قرار داشتند . هر دو طرف به شدّت خسته بودند و در دو طرف كوه به استراحت مىپرداختند . پيامبر اكرم ( ص ) براى استراحت ، بر فراز آن كوه رفتند و بر تپهاى خوابيدند . يكى از سران لشگر دشمن هم از آن طرف كوه بالا آمد و پيامبر ( ص ) را خفته ديد . با خود گفت مقصّر همهى جنگ و جهادها همين فرد است . بهتر است الان او را بكشم و قضيه تمام شود . شمشير را از غلاف بيرون كشيد و بالاى سر آن حضرت حاضر شد و گفت : يا محمّد ! پيامبر ( ص ) چشمان خود را باز كردند و خود را زير شمشير دشمن ديدند . او گفت : آيا كسى هست كه الان تو را از دست شمشير من نجات دهد ؟ پيامبر اكرم ( ص ) بدون اينكه تزلزل و نگرانى از خود نشان دهند ، بدون درنگ پاسخ دادند : ربى و ربك ؛ ( يعنى آن خداوندى كه پروردگار من و توست ) نام خدا كه بر زبان آن حضرت جارى شد ، آن كافر بر خود لرزيد و بر زمين افتاد . پيامبر اكرم ( ص ) با چالاكى از جا برخاستند و شمشير را برداشتند و بالاى سر او قرار گرفته ، شمشير را بلند كرد و فرمودند : حال چه كسى است كه تو را از دست من رهايى بخشد ؟ آن فرد زرنگى كرد و پاسخ داد : جودُكَ و كَرَمُكَ ؛ آقايى و كرامت تو . پيامبر ( ص ) او را
تجلى حق (نگرشى اخلاقى بر فضايل و سيره پيامبر اكرم ص) (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٤