يكى ، دونفر به همراه آن فرمانده بر بلندى آن كوه باقى ماندند و ديگران براى جمعآورى غنائم از فراز كوه پايين آمده و غنائم بىارزش دنيا را بر سفارشهاى پيامبر خدا ( ص ) ترجيح دادند . و لحظهاى خداوند را فراموش كردند . در نتيجه خالد بن وليد كه از فرماندهان لشكر كفّار بود ، و با گروهى از اسب سواران لشكر كفر منتظر چنين اتفاقى بود ، فرصت را مناسب ديد و با افراد خود با دور زدن كوه از همان تنگه ، از پشت به مسلمانان كه مشغول و سرگرم گردآورى غنايم بودند ، حمله كردند و مشركين كه از ميدان گريخته بودند ، با شنيدن صداى يورش گروه خالد بن وليد روحيه گرفتند و به سوى ميدان بازگشتند و در يك لحظه مسلمانان در حلقهى محاصرهى كفّار قرار گرفتند . از دو طرف به مسلمانان حمله شد و مسلمانانى كه شيطان بر آنها تسلّط يافته بود ، ديگر به غنايم اندك قناعت نمىكردند و در گردآورى غنايم از هم پيشى مىگرفتند . و آن نافرمانى و غفلت و توجّه به ذخاير دنيا ، باعث شد شكست به سراغشان بيايد . « 1 »
پيامبر ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) همراه با يك نفر از زنان ، در وسط ميدان نبرد تنها ماندند . هرگاه دشمن به سوى آنان مىآمد ، با اطلاعرسانى پيامبر ( ص ) و آن خانم ، على ( ع ) به مقابلهى دشمن مىآمد و مانع هجوم آنان بر رسول خدا ( ص ) مىشد . در اين درگيرىها پيشانى و دندان پيامبر ( ص ) شكست ؛ حتّى كار به آنجا رسيد كه يكى از شياطين انسى يا جنّى فرياد زد پيغمبر كشته شد « 2 » و اسلام تمام شد .
اين خبر به سرعت در مدينه شايع گرديد و حضرت زهرا ( س ) با نگرانى
هامش
( 1 ) - ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 41
( 2 ) - واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 244