مالك انفال است ( البته ملكيت جهتى نه ملكيت خصوصى ) و او مىتواند در هر مورد كه صلاح بداند ، صرف كند و يكى از موارد مصرف آن همين يتامى و . . . است .
اين آيه نظير آيه خمس است كه مى فرمايد :
« و اعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل « 1 » » .
گر چه مشهور در ميان فقهاء اين است كه نصف خمس مربوط به امام و ملك جهت و نصف ديگر آن مربوط به سادات فقير و . . . است و از اينرو در مورد آيه فىء همچنين گفته اند كه نصف آن ملك
جهت و نصف ديگر آن مربوط به فقرا و يتامى و ابن سبيل است ، لكن همانطوريكه استاد بزرگوار ما رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى در باب خمس مى فرمايند كه همه ى خمس ، ملك جهت و مربوط به دولت اسلامى است ، اينجا هم همينطور است و همه فىء ، مربوط به دولت اسلامى است و يتامى و مساكين و ابن السبيل مورد مصرف خمس يا فىء هستند نه اينكه مالك آن باشند . بهترين دليل بر اين مطلب اين است كه در هر دو آيه ؛ ملكيت خدا و پيامبر و ذى القربى ( ائمه ) را با « لام » ثابت مىكند و وقتى به بقيه مى رسد ؛ « لام » را حذف مىكند . همين عدم « لام » در مورد يتامى و . . . اشاره به كلام لطيف رهبر عظيم الشأن انقلاب است كه خمس و فىء بطور كلى مربوط به دولت اسلامى و ملك جهت است . روايات نيز كه مفسر قرآنند ؛ اشاره به همين مطالب دارند ،
هامش
( 1 ) . سوره انفال آيه . 41