تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
بپردازد . اين روايت ، « وليؤد خراجها » را معنى و تفسير مىكند . اين موضوع نيز قابل تذكر است كه اين بحث اصلًا نتيجه عملى ندارد چه آنكه قائل به ملك مى گويد : محيى مىتواند زمين خود را بفروشد ، يا واگذار كرده و يا اينكه به ارث بگذارد و قائل به حق نيز همين را مى گويد . همينطور قائل به ملك و قائل به حق هر دو معقدند كه محيى نبايد چيزى جز زكات پرداخت كند . بنابراين مسئله مورد بحث جزء اينكه يك بحث فقهى است ، نتيجه ى ديگرى ندارد .

اراضى موات بالعرض

قسم اول : زمينهائى است كه مى دانيم سابقاً صاحب داشته اما اكنون صاحبى ندارد . نظير اين زمينها را الان هم در بيابانها مى بينيم مثلًا علائمى از خانه ها و ديوارهاى خراب شده هست كه در اثر جنگها و حمله مغولها و صدامها و . . . صاحبانش كشته شده و يا آن را ترك كرده اند . در اينكه اين نوع از زمينهاى موات نيز جزء انفال است ، شكى نيست ، زيرا در روايات همين اراضى خراب را از انفال مى شمارد . اما كلام در اين است كه آيا اجازه احياء داده شده ؟ و در چنين صورتى آيا محيى مالك مىشود يا نه ؟ نظر اكثر فقها بر مالكيت است كما اينكه عده اى فقط به حقيت محيى قائل شده اند و از نقطه نظر روائى نيز يكدسته از روايات بطور اطلاق دلالت بر مالكيت مىكند ( من احيى ارضاً مواتاً فهى له ) و روايات ديگرى هست كه معارضه مى كنند . بحث امروز ما اين قسم از روايات مى باشد :
احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 25 | الشيخ حسين المظاهري