الوجود » زيرا اگر در اخبار اين مسأله وجود داشت حتماً مشهور شده و به ما مى رسيد « لبان و اشتهر » . اما اشكال مهمتر از دو اشكال گذشته اين است كه هيچ كس قائل نشده كه بايد خراج پرداخت شود . حتى آن كسانى كه قائل به حقيت هستند ، چنين اعتقادى ندارند و بطور كلى نزد اصحاب « معرض عنها » است .
سخن ديگر اينكه اصلًا معناى خراج اين نيست كه آقايان از آن استفاده كرده اند . مجمع البحرين معنا مىكند : « ما يحصل من الغلة » ، كه همان زكات است يعنى اگر كسى زمينى را آباد كرد بايد زكاتش را بپردازد . اين معنى شاهد هم دارد .
روايات دسته سوم : ( ظهور بر ملكيت و حقيت )
وباسناده عن الحسن بن محبوب عن عبدالله بن سنان عن ابي عبدالله ( ع ) قال : سئل و انا حاضر عن رجل احيي ارضاً مواتاً فكري فيها نهرا و بني فيها بيوتا و غرس نخلا و شجرا فقال : هي له
وله اجر بيوتها و عليه فيها العشر فيما سقت السماء او سيل وادي لو عين و عليه فيما سقت الدوالي و الغرب نصف العشر « 1 »
عبدالله بن سنان كه از فقهاى بزرگ است مى گويد : نزد امام صادق بودم كه از ايشان در مورد كسى كه زمين مواتى را آباد كرده و در آن نهر و خانه و باغ بوجود آورده ، سؤال شد . ايشان فرمود : زمين ملك اوست اما چنانچه آبادى آن از طريق باران و آب رودخانه يا چشمه باشد بايد يك دهم بپردازد و چنانچه از طريق تلمبه و آبيارى دستى باشد يك بيستم
هامش
( 1 ) . روايت 8 از باب 1 ابواب احياء موات جلد 17 وسائل الشيعه .