تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
شجراً او حفر وادياً بدياً لم يسبقه اليه احد أو احيي ارضاً ميتة فهي له قضاء من الله و رسوله « 1 » روايت موثقه است گر چه سكونى از عامه بوده اما همه او را توثيق كرده اند . اگر كسى درختى بكارد يا چاهى بكند يا زمينى موات را احياء كند ، مالك آنها مىشود . كلمه « فهي له » در روايت را اگر به معناى مالكيت بگيريم معنايش درست است ، بخلاف آنكه بخواهيم معناى حقيت را از آن استفاده كنيم ، چون در اين صورت در مورد زمين موات درست است ، اما در مورد درختكارى و حفر چاه صحيح نيست چون همه فقهاء گفته اند كه اگر كسى درختى را حتى در زمين غصبى بكارد مالك آن درخت است و همينطور چاه . مگر آنكه بگوئيم از كلمه « فهي له » در مورد غرس شجر و حفر چاه معناى مالكيت را استفاده مى كنيم و در مورد احياء ارض موات معناى حقيت را و اين هم صحيح نيست زيرا استعمال شى ء د ر اكثر از معنا است . نمى شود « فهي له » در يك عبارت دو معنى داشته باشد . البته استعمال شى ء در اكثر از معنى در ذوقيات و شعر و معما اشكالى ندارد اما در استعمال عرفى و فقه صحيح نيست و لااقل خلاف ظاهر است . روايات دسته دوم : ( ظهور در حقيت ) روايت كابلى ( كه تا كنون دو بار مطرح شده ) از جمله اين روايات است . در اين روايت چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . روايت 1 از باب 2 از ابواب احياء موات ، جلد 17 وسائل الشيعه .