المسلمين » صرفاً يك ظهور ضعيف است و ما در مقابل نص ، دست از ظهور ضعيف بايد برداريم .
ملخص كلام اينكه تا از طرف حكومت اسلامى ممانعتى در كار نباشد ، هر كس زمين مواتى را احياء كند مالك آن مىشود ، خواه مسلم باشد يا يهود و نصارى و . . .
دانستيم كه حق احياء ارض موات اختصاص به شيعه ندارد . بحث ما در اين قسمت درباره ى اين است كه آيا كسى كه زمينى را احياء كند ، مالك آن مىشود يا نه ؟ يعنى زمين از ملك دولت اسلامى بيرون نمى رود اما محيى حقى نظير مثلًا حق التحجير پيدا مىكند .
ملكيت « محيى اراضى موات » :
قول مشهور در ميان فقهاء ملكيت است ولى غير مشهور اينكه حقى بيشتر بر زمين پيدا نمى كند . ما روايات اين بحث را مطرح كرده و بعضى از روايات سابق را با توجه به مسئله ى فوق بررسى مى كنيم .
روايات اين بحث به سه دسته تقسيم مى شوند :
1 . رواياتى كه در ملكيت ظهور دارند .
2 . رواياتى كه در حقيت ظهور دارند .
3 . رواياتى كه ظهور خاصى ندارند و مى توان آنها را به دو طرف موضوع حمل كرد .
روايات دسته اول : ( ظهور در ملكيت )
محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن سعيد عن صفوان عن العلا عن محمد بن مسلم قال : سألته عن الشراء من ارض اليهود و النصاري ، قال : ليس به بأس الي ان قال : و ايما قوم احيوا شيئاً من