تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
چنين مىشود كه اگر كسى زمينى از زمينهاى مسلمين را احياء كند مالك آن مىشود . انشاءالله در قسمت هاى بعدى درباره ى زمينهاى مسلمين از قبيل اراضى خراجيه ، مفتوح العنوة و . . . صحبت خواهيم داشت . على الظاهر « من المسلمين » قيد « ارض » است و لذا فرقى بين محيى مسلمان و غير مسلمان نيست ، و جمله « وليؤد خراجها » در عبارت حديث ، دليل بر همين است كه احياى اراضى مسلمين مراد است نه محيى مسلم . علاوه بر اين لو سلمنا كه « من المسلمين » قيد « من احيي » است ، در اين صورت اگر بخواهيم تخصيص بدهيم ، بايد با مفهوم وصف تخصيص بدهيم و در اصول كمتر كسى است كه مفهوم وصف را حجت بداند . از طرف ديگر ، بر فرض پذيرفتيم كه قيد « من المسلمين » مفهوم وصف و حجت است اما باز بحث اصولى پيش مى آيد كه در تعارض مفهوم و منطوق چه بايد كرد ؟ آيا بواسطه منطوق از مفهوم دست بر مى داريم ؟ يا بواسطه مفهوم ظهور منطوق را تخصيص مى دهيم ؟ اصوليين مى گويند : منطوق قرينه بر اين است كه مفهومى در كار نيست . براى مثال در مورد حد ترخص دو روايت داريم : 1 . اذا اخفي الجدران فقصر . 2 . اذا اخفي الاذان فقصر . روايت اول مى گويد : وقتى ديوارهاى شهر پيدا نباشد ، مسافر بايد نمازش را شكسته بخواند و روايت