چنين مىشود كه اگر كسى زمينى از زمينهاى مسلمين را احياء كند مالك آن مىشود .
انشاءالله در قسمت هاى بعدى درباره ى زمينهاى مسلمين از قبيل اراضى خراجيه ، مفتوح العنوة و . . . صحبت خواهيم داشت . على الظاهر « من المسلمين » قيد « ارض » است و لذا فرقى بين محيى مسلمان و غير مسلمان نيست ، و جمله « وليؤد خراجها » در عبارت حديث ، دليل بر همين است كه احياى اراضى مسلمين مراد است نه محيى مسلم .
علاوه بر اين لو سلمنا كه « من المسلمين » قيد « من احيي » است ، در اين صورت اگر بخواهيم تخصيص بدهيم ، بايد با مفهوم وصف تخصيص بدهيم و در اصول كمتر كسى است كه مفهوم وصف را حجت بداند .
از طرف ديگر ، بر فرض پذيرفتيم كه قيد « من المسلمين » مفهوم وصف و حجت است اما باز بحث اصولى پيش مى آيد كه در تعارض مفهوم و منطوق چه بايد كرد ؟
آيا بواسطه منطوق از مفهوم دست بر مى داريم ؟ يا بواسطه مفهوم ظهور منطوق را تخصيص مى دهيم ؟ اصوليين مى گويند : منطوق قرينه بر اين است كه مفهومى در كار نيست .
براى مثال در مورد حد ترخص دو روايت داريم :
1 . اذا اخفي الجدران فقصر .
2 . اذا اخفي الاذان فقصر .
روايت اول مى گويد : وقتى ديوارهاى شهر پيدا نباشد ، مسافر بايد نمازش را شكسته بخواند و روايت
احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 17
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٧