تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
الارض فعمروه فهم احق به و هو لهم « 1 » » . يعنى پيغمبر اكرم به خيبر آمدند و زمين هاى آنجا را به يهوديها سپرده و گفتند كه اين زمينها را براى خود آباد كنيد و شما مسلمين چنانچه از اين زمينها بخريد مانعى ندارد و هر قومى كه چيزى از زمين را احياء و آباد كند او احق به آن زمين است و آن زمين مال اوست . اين روايت مرسله است اما مرسلش صدوق است و بطور جزم آن را به پيامبر ( ص ) نسبت داده است . مرحوم صدوق رواياتى را كه در « من لا يحضره الفقيه » بدون سند ذكر مىكند ، گاهى بطور جزم مى فرمايد : قال الصادق ( ع ) و گاهى مى فرمايد : و روى عن الصادق ( ع ) . صورت دوم حجت نيست ، اما آنجائى كه ( مثل روايت مورد نظر ) با جزم از قول معصوم نقل مىكند حجت است . بنابراين ، روايات مذكور دلالت به اين مسئله دارد كه گر چه زمين موات ، ملك دولت اسلامى است اما اگر كسى آن زمين را احياء كند مالك مىشود . در اينجا لازم است كه نكته اى را تذكر دهيم و آن اينكه چون ارض موات ملك دولت اسلامى است ، در صورت منع او ديگر كسى حق احياء ندارد و چنانچه احياء كند مالك آن نمى شود ، وقتى انسان با احياى ارض موات مالك مىشود كه منعى از ناحيه مالك اصلى ( يعنى ائمه هدى ( ع ) و در زمان غيبت ولى فقيه ) در كار نباشد . پس از بحث در احياء و مالكيت احياء كننده ،
هامش
( 1 ) . روايت 7 از باب 1 كتاب احياء موات ج 17 وسائل الشيعه صفحه ى . 327