بحث بعدى اين است كه آيا اين موضوع فقط اختصاص به شيعه دارد ؟ آيا سنى مىتواند زمين مواتى را احياء كرده و مالك شود ؟ آيا يهودى و نصرانى چنين حقى دارند ؟
لفظ روايات « ايما قوم احيوا » يا « من احيي » عام بدلى است و دلالت بر گروه خاصى ندارد و لذا مشهور بين فقها اين است كه در اين حكم ، شيعه و سنى و كافر فرقى نمى كند . البته محارب حكم ديگرى دارد كه بحث خواهد شد .
آنهائيكه فقط شيعه را مستحق احياء مى دانند ، روايت كابلى را مدرك قرار داده اند كه مى گويد : « ايما قوم من المسلمين احيوا . . . » كه قيد مسلمين عام را تخصيص مىدهد و مراد از مسلمين
شيعيان مى باشند . عده اى ديگر از فقها قيد من المسلمين را پذيرفته اما آن را فقط بر شيعه حمل نكرده و سنى را نيز در حكم ، داخل مى كنند .
عبارت روايت كابلى چنين است :
« . . . فمن أحيي ارضاً من المسلمين فليعمرها و ليؤد خراجها الي الامام ( ع ) . . . « 1 » » .
منشأ اختلاف در اين است كه « من المسلمين » را قيد « من احيي » بدانيم يا قيد « ارضاً » ؟
اگر چنانچه قى د را قيد من احيى بدانيم ، كلام همان عده اى است كه گفته اند « تخصيص عام است و غير از مسلم نمى تواند ارضى را احياء كرده و مالك آن شود » . و اما اگر آن را قيد ارض بگيريم ، معنايش
هامش
( 1 ) . روايت 2 از باب 3 ابواب احياء موات ج 17 وسائل الشيعه صفحه ى . 329