والاجام و المعادن و كل ارض « 1 » . . .
اين روايت نيز چون توسط عياشى نقل شده است به سرنوشت روايت قبلى دچار شده و مرسله مى باشد ، اما از نظر دلالت بسيار قوى است .
هر چند دو روايت اخير مرسله است اما مؤيدى است براى روايت اول كه از نظر سند بلا اشكال است و على أى حال اين سه روايت در كنار هم دليل خوبى براى ماست كه معادن ظاهرى و باطنى از انفال است .
نكته اى كه بايد متذكر شويم اين است كه در مورد معادن باطنى غير متعارف دليلى بر ملكيت آن نداريم ، همانطوريكه رهبر انقلاب نيز فرموده اند كه مالك زمينى بيش از حد عرف مالك زير زمين خويش نمى باشد . چنانچه معدنى غير متعارف در زمين او باشد ، مالك آن نخواهد بود و حتى اگر در حد متعارف باشد مثل اينكه دو متر زير زمين او گل سرشور يافت شود ، مالك آن مى باشد ، قابل بحث است .
در ادامه و ذكر روايت هائى كه دلالت مى كرد كه معدن از انفال است مى توان گفت كه دومين دليل بر ادعاى ما در خصوص معادنى كه در اراضى موات است ، مسأله ظرف و مظروف مى باشد يعنى چون اراضى موات از انفال است پس مظروف آن كه معدن باشد نيز از انفال خواهد بود .
در اينجا بجاست كه نظر مرحوم صاحب جواهر و دلايل او مبنى بر اشتراك مردم در معدن را نقل كنيم
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه جلد 6 باب اول از ابواب انفال صفحه ى . 373