است چون روايت حسنه روايتى است كه سلسله روات آن امامى باشند ، توثيق شده باشند يا نه ، در صورتى كه روايت موثقه آنست كه از نظر راستگوئى و صداقت مورد قبول باشند حال امامى باشند يا نه . و آنچه در روايات براى ما مطرح است صداقت در نقل اخبار است . راوى از امام صادق عليه السلام سؤال مىكند كه مراد از انفال چيست ؟ حضرت انفال را مى شمارند تا آنجا كه مى فرمايد « والمعادن منها » كه ضمير « ها » چه به انفال برگردد و چه به « كل ارض لا رب لها » نتيجه اين است كه معادن از جمله انفال مى باشند . بنابراين روايت سنداً و دلالة عاليست .
2 .
: و عن ابي بصير عن ابي جعفر عليه السلام قال : لنا الانفال قلت و ما الانفال ؟ قال منها المعادن و الاجام « 1 » . . . . .
روايت از آنجا كه از تفسير عياشى نقل شده ، مرسله است . سابقاً گفتيم عياشى بسيار جليل القدر و تفسير او هم بسيار تفسير خوبى است ، اما يك آدم كج سليقه اى براى اختصار تمام سلسله روات روايتهاى مذكور در تفسير را حذف كرده و لذا روايتها مرسله شده است .
اما از نظر دلالت بسيار عاليست چه اينكه امام در بيان موارد انفال صريحاً معادن را نيز نام مى برند .
3 . روايت . : و عن داود بن فرقد عن ابي عبد الله عليه السلام في حديث قال قلت و ما الانفال ؟ قال : بطون الاودية و رؤوس الجبال
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه جلد 6 باب اول از ابواب انفال صفحه ى . 372