تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
در جواهر دو سه قول نقل مىكند كه به انفال بودن معدن قائل شده اند . اما آنطور كه بدست آورده ايم مسأله فراتر از دو الى سه نفر است . خيلى از فقهائى كه مى توان به قول آنها استناد كرد و بقول معروف روى قولشان حساب كرد مانند قاضى سلار ، ديلمى ، شيخ مفيد ، شيخ طوسى ، كلينى ، على بن ابراهيم از قدما و كاشف الغطاء ، شهيد اول و دوم ، صاحب كفايه و صاحب ذخيره از متأخرين ، اعتقادشان بر اين است كه معدن از انفال است يعنى مثل اراضى موات ملك حكومت اسلامى است . بنابراين از آنجا كه مسأله داراى دو قول فقهى است نمى توان به گفته فقها استناد كرد و يك قول را پذيرفت بلكه بايد ببينيم دليل كداميك از اقوال را دلالت دارد . به نظر ما با استناد به روايات ، معدن از جمله انفال است ، روايات مورد نظر در اين بحث عبارتند از : 1 . روايت . : علي بن ابراهيم في تفسيره عن ابيه عن فضالة بن ايوب عن ابان بن عثمان عن اسحاق بن عمار قال سألت ابا عبد الله عن الانفال . فقال : هي القري التي قد خربت وانجلي أهلها فهي لله و للرسول و ما كان للمملوك فهو للامام و ما كان من الارض بخربة لم يوجف عليه بخيل و لا ركاب و كل أرض لا رب لها و المعادن منها و من مات و ليس له مولي فما له من الانفال « 1 » . روايت موثقه است چون همه رجال آن مورد توثيق اصحاب قرار گرفته اند . بنابراين از نظر سند بلا اشكال است بلكه روايت موثقه از روايت حسنه نيز بالاتر
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه جلد 6 باب اول از ابواب انفال صفحه ى 371 .