د ) تسلّط بر خلع بدن . از افراد معدودى به طور متواتر نقل شده است كه اقدام به اين عمل مىكرده اند ، ميرداماد و حكيم سهروردى نيز گفته اند هر كس كه قادر به خلع بدن نباشد حكيم نيست .
ه ) تسلّط بر خارج . كه آن هم بر حسب قدرت و ضعف روحى مراحل و مراتب مختلفى دارد . لذا همانطور كه شخص ، توان ايجاد موجودات ذهنى را دارد توان ايجاد موجودات خارجى را هم پيدا مىكند ، چنان كه كسى هم چون رشيد هجرى مىتوانسته درنگاه بيننده تصرف كند . در خبر آمده است كه : راوى مىگويد او را در خانهام به بند كشيدم و پيش ابن زياد رفتم و ديدم او هم پيش ابن زياد است در حالى كه او خود چندين نفر را مأمور دست گيرى رشيد كرده بود ، رشيد پيش او نشست و مدتى با او حرف زد و از پيشش رفت . پس از رفتن او ابن زياد اظهار مىداشت كه او يكى از دوستان شامىاش بوده است .
يكى از موثقين هم از كسى ديگر كه او هم بسيار موثق و عادل بوده است براى من نقل كرد كه او گفته بود : به همراهى قافله اى با پدرم روانه مشهد مقدس شديم . شب به شاهرود رسيديم و مقدارى از كارهاى خود را سر و سامان داديم . قافله آماده رفتن شد ولى من هر چه كردم نتوانستم همراه قافله بروم ، خستگى امانم نمىداد . همان جا افسار قاطر را در دست گرفتم و كنار جاده افتاده و به خواب رفتم . وقتى چشم باز كردم صبح شده بود ، نزديك بود آفتاب بزند . تيمم كردم و نماز صبح را خواندم بعد يادم آمد كه من از قافله جا مانده و قافله رفته است . با خود فكر كردم حالا پدر پيرم چه مىكند و چه بر او گذشته است . متوسل به امام زمان - روحى له الفداء - شدم . ديدم چند نفر سر رسيدند و گفتند : اين راه را بگير و برو . به راه افتادم . بين راه به قهوه خانه اى رسيدم در كنار بيدهاى مجنون بلند و با صفا . با خود گفتم : پيش از اين چه طور متوجه اين قهوه خانه در
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 515
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٥١٥