جواب گفت : اگر مهاجرين در كوچه بنشينند براى خودشان مايه ننگ است و براى ما موجب نگرانى و دلهره اما من بدون آن كه عارم باشد در كوچه نشسته ام .
هوا ، كه عبارت است از غرق شدن در چيزى . و علامتش آن است كه محبوب هرگز از خاطرش نرود :
خِيالُكَ فى عَيْنى وَ ذِكْرُكَ فى فَمى ؛ خاطرت در نظرم هست و لبم ذاكر تو
وَ مَثْواكَ قَلْبى فَايْنَ تَغيب « 1 » ؛ جايگاهت دل من ، پس تو به هر جا هستى
كلام الهى است :
؛
رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ
« 2 » نه تجارت و نه خريد و فروش مىتواند ايشان را از ياد خدا باز دارند .
و نشانه اش ترس از دورى در حين وصل است ، و معتقد است كه هر چه از دوست رسد نيكوست . و هر كارى براى محبوب بكند - هر قدر هم كه زياد باشد - آن را ناچيز و بى مقدار مىداند . و هر آن چه را كه محبوب براى او انجام دهد - هر قدر هم كه كم باشد - آن را زياد مىبيند .
در خبر است كه :
عدى بن حاتم پس از شهادت اميرالمؤمنين ( ع ) پيش معاويه رفت . معاويه از او پرسيد : طرفههايت كجا هستند ؟ - چرا كه او سه پسر داشت به نامهاى طريف ، طارف و مطروف كه هر سه در جنگ صفين به شهادت رسيده بودند - عدى در جواب معاويه گفت : در راه اميرالمؤمنين ( ع ) به شهادت رسيدند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : فتوحات مكيه ، ابن عربى ، ج 2 ، ص 325 .
( 2 ) . نور ، آيه 37 .