مجنون هم وقتى كه دق الباب خانه ليلى را به صدا درآورد ، صداى ليلى را شنيد كه مىپرسيد : كيست ؟ در جواب گفت : تو .
ولى همين انسان بعد و وجهه ديگر و به عبارت عرفانى ، جنبه ديگرى هم دارد كه به آن جنبه « يلى الخلقى » گفته مىشود - هم چنان كه به نظر قبلى ، « جنبه يلى الربى » گفته مىشد - و انسان در اين نظر ، درماندگى و بى چارگى خود را مىبيند . و مىبيند كه مخلوق ، درمانده بى چاره بى مقدارى است كه هميشه نيازمند است . در اين حال دوگانگى فقر و غنا ، رحم كننده و رحمشونده ، قوة و ضعف و عزت و ذلت را مىبيند و با توجه به فقر و ذلتش آن بى نياز دل سوز تواناى عزيز را فرا مىخواند .
ج ) [ مدعوٌّ به ] : اما « مدعو به » يعنى آن چه كه دعا كننده ، دعا شونده را به آن قسم مىدهد كه آن ، رحمت گسترده و پهناور اوست . لذا لازم است كه دعا كننده بداند كه رحمت واسعه خداوند از آن چيزهايى است كه امكان درك آن نيست . در روايات است كه خداوند تعالى داراى يك صد رحمت است و يك رحمتش را بر زمين فرستاده و آنها را ميان آفريدگان خود تقسيم كرده است كه با آن به يك ديگر مهر مىورزند و بر يك ديگر رحمت مىآورند و نود و نه رحمت ديگرش را براى خودش نگاه داشته است تا در روز قيامت با آن بر بندگانش رحمت آورد . معلوم است كه اين از باب مثال است چرا كه در حقيقت ، خداوند تعالى عين رحمت و رأفت است و رحمت و رأفت نيز عين ذات مقدس اوست .
اهل معرفت مىگويند : حقيقت رحمت به هر دو معنا حقيقت محمديه ( ص ) مىباشد و استفاده اين معنا از آيات و روايات مشكل نيست ، چرا كه خداوند تعالى فرموده است :
؛
وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ
« 1 » ما تو را نفرستاديم مگر اين كه مايه رحمتى براى همه جهانيان باشى .
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيه 107 .