3 . احتمال دارد كه حواله « مدعو له » به « مدعو » براى آن باشد كه او آگاه به حال و سعادت داعى است و چه بسا كه بنده چيزى را دوست داشته باشد ولى براى او مضر باشد . چون خداوند تعالى فرموده است :
. ؛
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
« 1 » چه بسا شما چيزى را دوست داشته باشيد در حالى كه براى شما مايه شر باشد .
4 . لازمه روشن بودن سؤال ، حذف « مدعو له » است ، زيرا عاشق جز وصل نخواهد و گناه كار جز در پى عفو و بخشش نيست و فقير جز درخواست بى نيازى ندارد و ضعيف ستم ديده جز يارى و توانمندى چه خواهد ؟ و امثال آن . اين سخن چه به جاست كه : « آن جا كه عيان است چه حاجت به بيان است » .
5 . آن كه وقتى « مدعو له » به زبان آورده نشود مفهومش اين است كه غير از « مدعو » كس ديگرى را صدا نمىزند ، كه در اين حالت مثل كودك گرسنه ايست كه جز گريه هيچ كارى ندارد . زيرا انسان ، گم شدهاى دارد و مدام در جستوجوى اوست تا او را بيابد . آرى ، اين احتمال و بعضى از احتمالات ديگر در مورد شخصى مثل اميرالمؤمنين ( ع ) داده نمىشود ، زيرا او از ابتدا آن چه را كه در جستوجويش بوده يافته است :
هنيئا لِأرباب النَّعيمِ نَعيمُهُم * وَ لِلْعاشِقِ الْمِسْكينِ ما يَتَجَرَّعُ « 2 »
نعمتِ اهل نعيم جمله گواراشان * عاشق درمانده راست حسرتِ نعمت .
هامش
( 1 ) . بقره ، آيه 216 .
( 2 ) . منسوب به اصمعى .