پس آن حضرت در اين آيه ، نفس رحمت است . و نيز خداوند تعالى فرموده است : وَ لِلّهِ الْأسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها . امام رضا ( ع ) هم فرموده است : « نحن واللهِ الْاسماءُ الحُسنى . » « 1 » د ) [ مدعوٌ له ] : اما « مدعو له » - يعنى درخواستى كه داعى دارد و مطلبى كه از مدعو مىخواهد - در اين جمله ذكر نشده است . مرادفى هم براى آن نيست ، و ذكر نكردن « مدعو له » در ادعيه نمونه هاى زيادى دارد ، در دعايى مثل دعاى سحر ماه مبارك رمضان هم همين طور است .
حذف مدعو له
ممكن است براى حذف « مدعو له » به اختلاف افراد و حالات ، احتمالِ امور گوناگونى را داد از جمله :
1 . حذفِ متعلق ، افاده عموم مىكند . پس دعاكننده با دعايش چيزهايى را كه در دنيا و آخرت به درد او مىخورد مىخواهد . و در حقيقت خير دنيا و آخرت و رفع همه شرور دنيايى و آخرتى را مىخواهد .
2 . احتمال دارد كه واگذاشتن « مدعو له » به خود « مدعو » براى آن باشد كه بنده هر چه بخواهد كمتر از آن چيزى خواهد بود كه خود دعا شونده - در مقابل دعا - به او خواهد داد ، زيرا كريم و بخشنده اى هم چون پروردگار با عزت به بنده اى كه از او سؤال كند و به درگاه او برود چندين برابر بيشتر از آن چه كه از او خواسته مىشود به او مىدهد . شاعر هم چه زيبا سروده است :
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن * كه خواجه خود روش بندهپرورى داند « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 91 ، ص 5 و 6 ، ( باب 28 ) ، ح 7 .
( 2 ) . حافظ ، ديوان اشعار ، غزليات ، شماره 177 .