تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

زندان رندان

در اين كه هيچ بلا و مصيبتى بزرگ تر از حبس انسان در زندان طبيعت نبوده بحثى نيست و همچنين در اين كه آدمى در بند غرائز ، معاصى ، صفات ناپسند و نفس اماره است نيز بحثى نيست . بنابراين هيچ نوع خوشى و بهروزىيى از نجات آدمى از اين زندان و فرو افكندن اين كند و زنجيرها و آزادشدن از آن‌ها و بنده خدا شدن بهتر و خوش تر نيست . شاعر چه به جا و زيبا سروده :
كاى روح پاك مرتع حيوان چه مىكنى ؟ * تو نازنين عالم عصمت بدى كنون
تو صافى الست بربك چشيده اى * در وسعت هواى هويت پريده اى
بر پر سوى نشيمن اول چو باز شاه * دوشم سحرگه اين نداى حق به جان رسيد
با خوارى و مذلت و عصيان چه مىكنى ؟ * با درده وساوس شيطان چه مىكنى ؟
در تنگناى عرصه زندان چه مىكنى ؟ * چون بوم خسته اى نشسته به بامان چه مىكنى ؟
لذا خداوند در قرآن در بيش‌تر آيات خود آشكارا يادآورى كرده است كه دنياى پست و زيور آلات آن و نيز همه گناهان و ميل ها زندان مىباشند . از طرفى هم در زندان به جهت وجود زنجيرهاى هوا و هوس كمال يا بى انسان ممكن نيست ، مگر پس از رهايى از آن و فرو ريختن كند و زنجيرها از خود . همان طورى كه خداوند تعالى در موارد متعددى فرموده : . ؛
حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ
« 1 » هر كس براى خدا هم كارى در نظر بگيرد گويى از آسمان به زمين فرو افتاده و پرندگان او را مىربايند يا آن كه تندبادى او را به جاى دوردستى پرتاب مىكند .
هامش
( 1 ) . حج ، آيه 31 .
آفاق نيايش (تفسير دعاى كميل) (فارسى) — صفحة 169 | الشيخ حسين المظاهري