هم داشت .
ما راه را گم كرديم . جملهاى را بعضى اوقات گفتهام كه جملهء شيرينى است : ما راه را گم كرديم و خيال مىكنيم كه تشخص به اين است كه مثلًا لباس مترى بيست هزار تومنى بپوشيم . نه ، اين بىتشخصى است . يك تاجر تهرانى با خانمش آمد قم و مرجع تقيدش ( جاافتاده ) ، تو هم برو پيش خانم مرجع تقليد و يك سرى به ايشان بزن . هر دو آمدند . او رفت پيش آقاى صدر و اين آمد برود پيش خانم . در زد و زن آقاى صدر آمد و در را باز كرد . اين خيال كرد كلفت است ، چون فكر مىكرد كه زن مرجع تقليد مثل خودش است و كلفت دارد . گفت : خانم كجاست ؟ زن آقاى صدر خجالت كشيد بگويد : خانم منم . گفت : تشريف ندارند . گفت : خداحافظ
بعد از نماز ظهر و عصر كه آقاى صدر آمدند ، ددند خانم ناراحت است گفت چه شده است ؟ قضيه را گفت . مقصودم اينجاست : مرحوم آقاى صدر فرمودند : راست گفتى . تو خانم نيستى ، براى اينكه ناراحتى از اينكه لباسهايت عالى نبود . مىدانى خانم كيست ؟ خانم آن است كه فدك داشت ؛ اما چادرش چهار تا وصلهء معمولى داشت . خانم كسى است كه به فكر فقرا و ضعفا و بيچارههاست . من نمىگويم كه مثل زهرا ( س ) باش ؛ اما اين راهى كه همهمان داريم مىرويم ، غلط است . قرآن مىگويد :
لِيُنْفِقْ ذُوسَعَةٍ مِنْ سَعَتهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمّا اتاهُ اللهُ
« 1 » كسى كه ثروت دارد ، بايد قانون مواسات در زندگيش حكمفرما باشد . كسى كه ندارد ، به اندازهء وسعش مواسات كند . سه دست لباس دارد ، يك دستش را بدهد . به همسايهاش يا به خواهرش يا به دختر خواهرش يا به فقرا . به هر
هامش
( 1 ) - طلاق / 7 .