جو آسياب كند و خودش هم نان بپزد و بخواهد خانهدارى و بچهدارى كند ، خيلى مشكل است . پيغمبر آمدند خانهء زهرا ( س ) و ديدند بچه در دامنش است و دارد شير مىخورد و يك دست مباركش را به سنگ آسياب دارد و از خستگى خوابش برده است . بيدارش كردند و فرمودند : بچش تلخى دنيا را براى شيرينى آخرت !
زهراى مرضيه براى دفعهء سوم چند دانه نان تهيه كردند كه يك يتيم آمد و اين بار هم نان را به او دادند . آن شب اهل خانهء زهرا ( س ) ، همگى بىشام خوابيدند و به قول تاريخنويسها با آب افطار كردند .
فردا صبح ديگر نمىدانم چه شد كه سورهء هل اتى آمد . سورهء هل اتى گوشزد مىكند كه مىخواست بخورد اما نخورد ؛ يعنى فقط قانون مواسات نبود ، قانون ايثار بود . اگر زهرا آنچه را داشت هم براى خودش و هم براى فقير داد ، قانون ايثار است . قرآن مىگويد : ايثار كرد ، ويُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ آن طعام را كه دوست داشت خودش بخورد ، داد . خودش و شوهرش و بچههايش و پيغمبر چنين كردند :
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلَي حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اسيراً انَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً « 1 » اينها بندهء خدا بودند . خدا دوست دارد كه بندهاش خوشحال شود . زهرا براى اينكه خدا خوشحال شود ، اين كار را كرد . آن وقت هم كه فدك را داشت ، هر چه مىآوردند ، مىگفت ببريد پيش پدرم تا آنچه صلاح مىداند براى تقويت اسلام بردارد و هر چه را صلاح مىداند ، براى فقرا ، ضعفا و بيچارهها بردارند . در آن هنگام ، زهرا ( س ) يك چادر وصلهدار مندرس داشت و فدك را
هامش
( 1 ) - دهر / 8 و 9 .