فريادهاى حق امام زنگار قلب آنان را نشكافت و آن دلهاى تيره تسليم حق نشد . با شعار تند و انقلابى كه خواستگاهش شعور نبود ، به مخالفت امام حق برخاستند ؛ گوش دل خود را بر سخن حق فرو بستند و تا آن هنگام كه از دم تيغ گذشتند بر اين باطل ماندند .
چون صفت ناپسند « ملكه » انسان شود ، گوشش از شنودن سخن حق و دلش از پذيرش حقيقت باز مى ماند . چنانچه هنوز كاملًا ، دلمرده و مصداق آيه شريفه « انَّ الذَّين كَفَروا سَواءٌ عَلَيهم ءأنذَرتَهُم ام لَم تنذرهُم لا يومنون . خَتَمَ الله عَلى قلوبِهم وَ عَلى سَمعِهم وَ عَلى ابصارِهِم غشاوة » نشده باشد و در اعماق وجدانش نور ضعيفى از حقيقت خواهى پرتوى دارد ، سخن حق را تأويل و توجيه مىكند ، تا واژگون شود و با دل مرده شان هم سنخ . از اين رو ، هنگامى كه قلب و فطرت انسانى ره مردن مى پويند ؛ تا وقتى كه هنوز به آخر نرسيده اند ، اشعه هاى حق طلبى و فطرت گرائى گاه به گاه دلهاى سرد انسانهاى عاصى را پرتوافكن مىكند ، ولى غالباً تذكّر نمى يابند و متنبّه نمى گردند . به نيروى توجيه و تأويل فرا چنگ مى اندازند و در همان وادى ره مى سپارند تا سرانجام اين پرتوها خاموش شود ؛ دل سراسر به تصرّف شيطان درآيد و ديگرشان هرگز ياراى شنيدن سخن حق نماند . . .
بايد هوشيار بود كه در دام شيطان نلغزيم و راههاى نفوذ او را ببنديم . بستن راه شيطان به اين است كه اعمال اشتباه خود را با قرآن و حديث تأويل نكنيم ، براى موّجه جلوه دادن كردار ناپسند خود ، به تأويل سخنان « امام خمينى » اين فرزانه حكيم نپردازيم و فكر خود را بر كلام الهى و رهبر عظيم الشأن انقلاب تحميل نكنيم .
اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١١٨