بيرون آيد و در قلمرو اعمال و « شعور » قرار گيرد ، وى را بهترين نگاهبان در « صراط مستقيم » است و از لغزش به « چپ » و « راست » باز مى دارد و تا چنين نباشيم به ولايت ائمه ى اطهار تمسّك نجسته ايم ، و در زمره ى « شيعه ى » آنها بشمار نمى رويم .
شرط دوستى و مؤانست
امام ( ع ) در ادامه مى فرمايد :
« . . . . إِنَّه قال يوماً : يا على لا تُناظرُ رَجلًا حَتّى تَنظُرَ فى سَريرَته فَأن كانت سريرتُهُ حَسَنه ، فانَّ الله عَزَّوجل لَم يَكُنْ ليخذلَ وَلّيه ، وَ ان كانت سريرتُهُ رَدّيه فشقَد تكفيه مُساوية ، فَلو جَهَدتش ان تَعمَلَ بِه اكثرَ مِمَّا عَملَ بِه عَن مَعاصِى الله عَزَّوَجَل ما قَدَرَت عليه »
روزى رسول خدا « ص » فرمود : اى على با كسى سخن مگوى تا اينكه درون دل او را ببينى . اگر دلش پك بود ، همانا خداوند عزّوجل دوست خود را خوار نمى كند و اگر دلش ناپاك بود ، پس حتماً كردار ناپسندش براى عذاب او كافى است . هر گاه كوشيدى تا ( به امر معروف و نهى از منكر ) او را بيش از آنچه گناهان خداى عزّوجل او را مى آزارد ، بيازارى ، توانائى آن را ندارى ( و در او اثر نخواهد گذاشت ) .
در توضيح فرازهاى نخستين دستورالعمل ، آنجا كه از دوستى و مؤانست سخن مى گفتيم ، در اين باره اشاره هايى رفت . در تبيين اين فراز از سخنان گهربار امام « ع » به
سرچشمه ى زلال وحى قرآن ، كه پيشوايان دين « ع » آموختگان و مفسّران آن كلام الهى اند ، چنگ مى افكنيم و با آب حيات آن ، دلهاى تشنه را آرامش مى بخشيم :
اگر نگوئيم همه ى آيات شريف قرآن براى « تهذيب نفس » نازل