تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
شده است ، دست كم بيشتر آنها اين رسالت را بر دوش مى كشند و به هدف تربيت انسان فرود آمده است . از اين رو ، بايد بكوشيم خويش را در مسير تربيت الهى قرار دهيم ، به اخلاق الهى متخلّق و به آداب الهى مؤدّب شويم و در زندگى خصوصى ، كسانى را به دوستى برگزينيم كه اخلاق خود را به خُلق الهى آراسته و از زير فرمان « نفس » رسته اند ، دلى پاك و ضميرى روشن و نفسى نيكو يافته اند و از همين گروه از انسانهاى پاك ، در زندگى اجتماعى براى « معاونت » و « مشاورت » يارى جوئيم . زيرا ، تا صفات ناپسند را از لوح دل نزدائيم و فضاى دل را به صفات الهى روشن نكنيم ، فطرت خداجويمان به زنگار دنيا آلوده است و ما را به سوى خداى تعالى راه نمى برد . چه كردار و صفات انسان بر اثر تكرار ، « عادت » و در واقع « طبيعت دوم » مىشود و هر چه « ملكه ى » انسان شود ، او را بر همان اساس رهبرى مىكند و حتى در عالم برزخ نيز ، اين « ملكه » از انسان جدا نمى شود . بنابراين ، اگر « ملكه » از صفات الهى باشد ، حتماً در دوستى ، معاونت و مشاورت بروز مىكند و دوستان از اين نعمت الهى بهره مند مى شوند . اما ، چنانچه از صفات ناپسند باشد ، دوستان را با خود به وادى گمراهى و تباهى مى كشاند ، و در غرقاب دنيا غرق مىكند كه از قديم الايام گفته اند : « از كوزه برون همان تراود كه در اوست » . پس دوستى بايد به شرط الهى باشد و « معاونت » و « مشاورت » نيز اينچنين است . يعنى اگر دوستان و اطرافيان در دل حسد ، كبر ، عجب ، خودخواهى و صفات ناپسند ديگر داشته باشند و يا در عمل خودمحور و خودراى اند ، در پيشبرد كارهاى اجتماعى اثر سوء خواهند گذاشت و فعاليتها را از
اخلاق فرماندهى وفرمانبرى (فارسى) — صفحة 116 | الشيخ حسين المظاهري