است . خوب اينها مال من و شما نيست بايد انسان يك قدرى بالا برود . وقتى من و شما اين چنين شخصى ببنيم ، مىگوئيم ديوانه شده است همانطورى كه باباى من مىگفت كه همه آنها فهميدند كه او ديوانه نبود . كسى ديوانه است كه و من يتوكل عليالله فهو حسبه را مىخواند و مىگويد كه خوب چه داعى دارم كه در مغازه كار كنم و به مسجد بروم ( با ادعا نمىشود . به خود بستن فايدهاى ندارد ) . از صبح تا ظهر نماز خواند . گرسنه شد ، ديد ؛ و من يتوكل علىالله فهو حسبه برايش كار نكرد . از بس كه خسته شده بود خوابيد . اما از گرسنگى خوابش نمىبرد . دو نفر آمدند در مسجد غذا بخورند . گفتند نمىدانيم او غذا خورده است يا نه . آن يكى گفت خوب بگذار بخوابد گناه است بيدارش نكن ، او زير عباء اهف مىكرد . فهميدند كه بيدار است گفتند آقا بفرمائيد غذا بخوريد . آمد غذا را خورد . وقتى غذا تمام شد و ديد كه شب گرسنه مىماند . بايد دنبال كار برود از مسجد بيرون آمد . ديد يكى مشغول قرآن خواندن است . و به همين آيه رسيد « و من يتق الله يجعل له مخرجاً » ( طلاق - 2 ) . « و من يتوكل عليآلله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شي قدرا » آمد سرگذاشت زير گوش او و گفت و من يتوكل عليالله درست ، اما يك همتى هم لازم دارد . براى ما همتى لازم دارد . اما بايد بدانيم كه يك افرادى
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٩