برايشان تازگى دارد خواست شمشيرش را پائين بياورد . اتفاقاً يك ريگى از زير پاى او رد شد ، پاى او لغزيد ، خورد زمين . پيغمبر اكرم بلند شدند . شمشيرشان را برداشتند ، شمشير را بلند كردند در مقابل سرش گرفت . گفتند كيست كه تو را از دست من نجات بدهد ؟ زرنگ بود گفت « كرمك » . آقايى تو . حضرت رهايش كرد .
از اميرالمؤمنين پرسيدند زهد يعنى چه ؟ ما خيال مىكنيم زهد يعنى حال انزوا . زهد يعنى با مردم تماس نگرفتن . يعنى پشت پا زدن به دنيا . اميرالمؤمنين ( ع ) فرمودند كه زهد در اين آيه شريفه نهفته است « ما اصاب من مصيبة في الارض و لا في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبراها ان ذلك علي الله يسيرا لكيلا تأسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم » ( حديد - 22 ) .
اين جمله « لكيلا تأسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما اتاكم » چى مىگويد ؟ مىگويد آن كه غم دارد . آن كه غصه دارد . اين توكل ندارد . اين اصلًااز نظر اعتقاد در قضا و قدر لنگ است . همه مراتب توحيدش لنگ است . « الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » ( يوسف - 62 ) اگر مقام توكل باشد ، نه از گذشته غصهاىدارد ، نه از آينده ترس دارد اگر غصهاى است ، براى اين است كه توكل ندارد . اگر ترس است براى اين است كه توكل
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٨٥