تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
بحرالعلوم كه معلم اخلاق بود در آخر عمر مىتوانست ادعا كند كه من آن هستم كه رياء را از دلم ريشه‌كن كرده‌ام . اين درخت رذيله از دلم ريشه‌كن شده است و اگر بحرالعلوم نبود مىگفتيم چه ادعادى بزرگى است ، نمىپذيرفتيم ، اما از مثل بحرالعلوم را مىشود پذيرفت . اما اين جمله بحرالعلوم خود يك درس اخلاق است . بحرالعلوم كه نمىخواهد به من و شما بگويد من آن كسى هستم كه چه كردم و چه شده است . از اين بالاتر است ، او به من و شما مىگويد ، بدان كه ريشه اين رذيله را از دل كندن بسيار مشكل است . لذا در روايات مىخوانيم كه رياء به اندازه‌اى مخفى است كه اگر مورچه سياهى در دل شب تاريك روى يك سنگ سياهى راه برود ، آيا جاى پاى ، صداى پاى او را مىتوان ديد يا شنيد ؟ نه ! رياء اينقدر مخفى است . مورچه اصلًا و ابداً جاى پا يا صداى پا ندارد ديگر چه رسد به اينكه روى سنگ راه برود ، چه رسد مورچه سياه روى سنگ سياه راه برود ، چه رسد به اينكه در دل شب باشد . همهء اينها از باب مثال است ، مثال مىخواهد به ما بگويد مواظب اين صفت رذيله‌باش ، دامن‌گير همه هست . و بايد روى آن كار كرد بايد مراتب خلوص را بدست آورد . خلوص داراى مراتبى است ، چهارده مرتبه براى خلوص ذكر كرده‌اند كه اگر ما بتوانيم همان مرتبه اول را هم بگذرانيم كفايت