تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
و « قل كل من عند الله » پول همه‌اش مال شما بود ، صرف آن هم در خيرات و يا در شرور مربوط به من بوده است . اما نسبت فعل اگر در خيرات باشد به شما داده مىشود ولى نسبت در شرور به من داده مىشود . نسبت به فاعل قريب ، لذا قرآن اول ، مىفرمايد : « قل كل من عند الله » پول همه‌اش مال شما بود ، صرف آن هم در خيرات و يا در شرور مربوط به من بوده است . اما نسبت فعل اگر در خيرات باشد به شما داده مىشود ولى نبست در شرور به من داده مىشود . نسبت به فاعل قريب ، لذا قرآن اول مىفرمايد : « قل كل من عند الله » بعد بلافاصله مىفرمايد : « ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك » قرآن چقدر شاهكار دارد ، چقدر رسا حرف مىزند و از اين گونه آيات ، شيعه يك جمله‌اى را گرفته است كه « و لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » كه برگشت همه حرفها به اين است كه بايد توحيد در خالقيت در قائل باشيم ، اگر خداى نكرده ، فضلى از فضايل از ما سر زد و ما به خودمان نسبت بدهيم اين شرك خفى است و به توحيد در خالقيت ضرر مىزند و نقطه سياهى در توحيد در خالقيت مىآورد . عجب است باليدن به كار خود و براى همه مخصوصاً براى ما ، اين عجب زياد جلو مىآيد . دو چيز است كه ريشه‌كن كردن آن بسيار مشكل است و اتفاقاً يك چيز فوق‌العاده رايجى در ميان مردم وجود دارد ، يكى رياء و تظاهر است و اينكه كار رنگ خلوص نداشته باشد ، به اندازه‌اى رايج است كه در روايات مىخوانيم كه گرد رياكارى به دامن همه مىنشيند . به اندازه‌اى مشكل است كه درباره