تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
بعضى از آيات و در بعضى از روايات يك جملاتى به كار برده شده است كه اين جملات خيلى ناراحت كننده است . مخصوصاً با زندگى ما ، با وضع ما . در روايات فراوانى مىخوانيم اگر غم و غصه دلى را گرفته باشد ، اين دل ديگر مال خدا نيست . « من اصبح و كان همه الدنيا فليس من الله في شيء » اگر كسي غم و غصه دنيا او را گرفته باشد ، دگر خدا به اين اعتنا ندارد . ديگر خدا حكومت به دل اين ندارد ، در قرآن مىفرمايد اصلًا آن كه غم و غصه دارد براى گذشته‌ها براى آن چيزهايى كه از دستش رفته است ، و يا آن كه شادى دارد براى آنكه به دست آورده است ، آن منافات دارد با زهد اسلامى ، منافات دارد با قضا و قدر پروردگار عالم . « ما اصاب من مصيبة في الارض و لو في انفسكم الا في كتاب من قبل ان نبرأها انّ ذلك علي الله يسير » ( حديد - 22 ) چرا ما اين كار را كرديم ؟ چرا قضا و قدر است ؟ چرا در قرآن تذكر داديم ؟ « لكيلا تأسوا علي ما فاتكم و لا تفرحوا بما أتيكم و الله لا يحب كل مختال فخور » ( حديد - 23 ) براى اينكه آنچه از دستت رفته است ، روى آن غصه نخور و آنچه به دست آورده‌ايد روى آن خيلى خوشحال نباشى . به عبارت ديگر حظ كنيد . « قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء » ( آل‌عمران - 25 ) .