تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
فقر و احتياج دل او را سراپا فرا مىگيرد كه هيچ‌وقت فناى اين فقر نمىرسد ، نظير سايه‌اى است كه هر چه بدود ، سايه جلوتر است ، بعضى اوقات كه سايه جلوى انسان باشد ، چطور انسان به سايه‌اش نمىرسد ، به قول آن شاعره دنيا هم همينطور است . اگر انسان به آن اقبال كند هر چه بدود به آن نمىرسد . اگر پشت به او كند ، هر چه بدود به آن نمىرسد . و فقراً لا يبلغ غناه ابداً شايد اين فقر همان فقر اخلاقى باشد ، فقر مالى معناش نباشد ، براى اينكه بسيارى از افرادى را مىبينيم خيلى پولدارند ، اما فقيرند . اما محتاجند احتياجى كه او دارد ، مثل آن كه نان شب ندارد نيست ، آن احتياج ندارد صدى نود اين پولدارها اين جورى هستند ، يعنى از نظر دل فقيرند ، محتاجند از نظر كار محتاجند بعضى اوقات از بسكه پول دارد شماره نمىتواند بكند . اما به اندازه‌اى محتاج است كه حاضر است پول گداى سر كوچه را هم بگيرد و بخورد . و بالاخره اين روايت مىفرمايد اگر غير خدا در دل باشد ، اگر غم و غصه در دل شد ، يك فقرى ملازم با دل او مىشود ، كه يبلغ غناه ابداً سوم و شغلًا لا يفرح عنه ابداً اين دل ديگر مشغول مىشود ، ديگر نمىتواند فارغ‌البال باشد ، تا برود در فكر معنويات باشد دل مشغول است . و بالاترين حجاب‌ها هم براى دل همين اشتغال‌هاست . ديگر وقتى وجههء ناسوتى پيدا كرد ، به قول امام صادق دل وارونه شد ، به جاى اينكه وجههء ملكوتى داشته باشد ،
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 151 | الشيخ حسين المظاهري