تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
وجهء ناسوتى داشته باشد ، وارونه باشد ، اين دل ديگر مشغول است . نظير كرم ابريشم در خود مىتند تا كم‌كم خفه شود وشغلًا لا يفرح عنه ابداً و چهارم « و املًا لا يبلغ منتهاه ابداً » مىگويد يك آمال و آرزويى روى دل او مىشود كه هيچ‌وقت به آن نمىرسد . آمال و آرزوى طولانى مثل اينكه مىخواهد تا روز قيامت در اين دنيا زندگى كند . چيزى كه به فكر او نيست مرگ است . چيزى كه به فكر او نيست آخرت است . و به عبارت اخلاقى چيزى كه به فكر او نيست معنويت است و اينكه اين دل جاى خداست به جاى غم و غصه ، و بالاخره قرآن مىفرمايد : « الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » ( يونس - 62 ) آنهايى كه دوست خدا هستند يعنى خدا بر دل آنها حكومت دارد ، توحيد در حكومت دارند ، از آينده ترس ندارند . از گذشته هم غم و غصه ندارند . اينكه اين انسان را رنج مىدهد خيلى هم رنج مىدهد دو چيز است . يكى غم و غصه از گذشته ، يكى ترس از آينده . و اين آيه كه در قرآن تكرار شده و به تأكيد هم تكرار شده مىگويد كه : آن كه خدا را دارد نه غم و غصه از گذشته ، و نه ترس از آينده‌دارد . و اين آيه كه در قرآن هم مىفرمايد آنكه خدا پناه اوست ، خدا بر دل او و حكومت