السموات و الارض » همانطور كه ابراهيم وجههء ملكوتى عالم را ديد . انسان هم مىتواند وجهه ملكوتى عالم را ببيند ، اگر كسى دل را پاك كرد براى خدا ، مهيا كرد براى خدا ، همهء اغيار را بيرون كرد ، همهء بتها را شكست و صاحب منزل آمد در خانه ، اگر همهء موانع را رد كرد ، صاحبخانه آمد در خانه . او توحيد در حكومت دارد ، يعنى چيزى ، كسى در دل او نيست جز خدا ، به اين مىگوئيم توحيد در حكومت ، نگذاشته است غير خدا ، چيزى ، كسى در دل او باشد . يا اگر چيزى ، كسى در دل او بود ، شكست بت را پاك كرد او را بيرون كرد او را ، آن وقت توحيد در حكومت پيدا مىكند و اين توحيد در حكومت از همهء مراتب توحيد مشكلتر است ، توحيد ذاتى ، آن وجههء اخلاقىاش مشكل بود ، اما نه به اين مشكلى ، توحيد صفاتى ، آن وجههء اخلاقىاش مشكل بود اما نه به اين مشكلى ، توحيد افعالى ، توحيد در خالقيتش ، توحيد در ربوبيت تكوينىآش ، توحيد در ربوبيت تشريعى به معناى توحيد در قانون وجهههاى اخلاقىاش مشكل بود اما نه به اين مشكلى ، و اينكه انسان هيچ وابستگى نداشته باشد جز به خدا ، كارى است بسيار مشكل ، اما معلوم است كارى است بسيار لازم ، اگر چيزى ، كسى ، جز خدا در دل ما باشد ، ما علاوه بر اينكه توحيد در حكومت نداريم فاسد
اخلاق در توحيد (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤٧