آراء شيعه و سنى ، هيچكسى بمانند على ( ع ) ، عالم و با قدرت در جنبههاى مختلف نبود ، پس اوست كه تنها لياقت و شأنيت اين مقام بلند و رهبرى بر امت را دارد . به هر حال ، شخص عالم و كسى كه با علم و دانش سروكار دارد ، داراى امتيازات بسيارى بر ديگران است و فرقى نمىكند كه جوان باشد يا پير ، شهرى باشد يا روستايى و زشت باشد يا زيبا . در قرآنمجيد مىخوانيم :
يَرفَعِ اللهُ الَّذينَ آمضنثوا مِنكُم وَ الَّذينَ اوتُوا العِلمَ دَرَجاتٍ « 1 » « خدا رتبهء كسانى از شما را كه گرويده و كسانى را كه دانشمندند بر حسب درجات بلند گرداند » .
ارزش علم در همراهى با تقوى
بديهى است آنچه كه ما تا بدينجا از ارزش و قدر و قيمت براى عالم بر شمرديم ، بر عالمى صادق است كه مزين و آراست به زينت و زيور عمل ، تقوى و شرافت باشد ، نه هر عالمى كه يا از علمش كوچكترين بهره و ثمرهاى نمىبرد كه در اين صورت بسان حمارى است كه بارى از كتب قيمتى و دانشهاى گوناگون بر پشت مىكشد ، و يا آن را وسيله و آلتى براى رسيدن به خواهشهاى نفسانى و قتل و غارت ديگران مىسازد كه در ان صورت درنده خوبى را مىماند كه تنها تفاوتش با ساير درندگان ، پوستى است كه از نماد آدميان بر خود كشيده است در روز رستاخيز كه به جهنم برده مىشود جزء يكى از دو گروهى است كه به قدرى بوى تعفن از آنها متصاعد مىشود كه حتى اهل جهنم نيز از آن در اذيت و آزارند . اين دو گروه ، يكى عالمان بىعمل و دانشمندان بىتقوى و ديگرى زناكاران به زناى محصنه هستند . استاد ما حضرت امام خمينى قدس سره هميش بعد از بيان اين روايت مىفرمودند :
هر كسى به اندازهء سعه وجوديش جهنم را مىگنداند ، يك معلم به يك اندازه ، يك طلبه و دانشجو به اندازهء ديگر ، و اگر اين عالم بىتقوى ، مرجع شد ، علامهء دهر شد و يا استاد
هامش
( 1 ) - سوره مجادله / آيه 11 .