داشتهاند بگزارند و ثانياً از گناه در اين مكان نورانى كه خانه اهلبيت عصمت و طهارت محسوب مىگردد جداً پرهيز نمايند ، و همگان به ويژه جوانان شأن و منزلت اين شهر مقدس و بخصوص حريم عفت و حيا را نگاه دارند كه خداى ناكرده مورد نگاه غضبآلوده صاحب عصر و امام زمان عجل الله تعالى فرجه واقع نگردند .
علم ، شرط رهبرى و امامت
خداوند متعال با بياانهاى گوناگون وداستانهاى مختلف در قرآنمجيد ، سعى در توجه مردم به اين نكته حساس دارد كه اگر چيزى در جهان ماده داراى اعتبار است ، به بركت علم و عالم و تعليم است كه ما نمونهاش ر در داستان طالوت و جالوت مشاهده مىكنيم . داستان از اين قرار است كه در زمان حضرت داوود ( ع ) جنگى پيش آمد ، پيامبر زمان ، حضرت داوود ( ع ) را كه در آن زمان در سنين جوانى بسر مىبرد به رياست لشكر برگزيد . بزرگان لشكر بر اين امر اعتراض كردند كه لشكر را بايد فردى آزموده و سرد و گرم چشيده كه سن و سالى از او گذشته باشد اداره كند نه اين جوانى كه شايد به زعم آنها اصولى هم از جنگ نمىداند . خطاب از پروردگار رسيد كه :
انَّ اللهَ اصطَفاهُ عَلَيكُم وَ رادَهُ بَسطَةً فيِ العِلمِ وَ الجِسمِ « 1 » « در حقيقت ، خدا او را بر شما برترى داده ، و او را در دانش و نيروى بدنى بر شما برترى بخشيده است » .
يعنى چون دو خصيصهء علم و قدرت دراو موجود است و داراى لياقت و توان مىباشد به اين كار حساس برگزيده شده است كه باز در اينجا ويژگى علم و عالم بودن مورد اشاره مستقيم خداوند قرار گرفته و داراى تعالى و ارزش معرفى شده است .
علماى علم كلام با تمسك بر اين آيه ، به خلافت بلافل اميرالمؤمنين على ( ع ) استدلال كرده و برآنند كه چون هنگام ارتحال نبىاكرم صلوات الله عليه وآله ، بنا به اتفاق
هامش
( 1 ) - سوره بقره / آيه 247 .