اللهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ وَ مِنَ الارضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الامرُ بَينَهُنَّ لِتَعلَموا « 1 » « خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد ، فرمان خدا در ميان آنها فرود مىآيد تا بدانيد » .
يعنى اينكه عالم تشريع و قانونگذارى ، و عالم تكوين و جهان هستى ، همه براى اينست كه انسان از جهل و نادانى بيرون آمده و به آنچه شأن اوست يعنى علم و دانش و بصيرت نايل آيد و از اين طريق به سوى كمال محض پرواز نمايد لذا بايد همه به اندازه قدرت و توانشان به تحصيل علم بپردازند و يقين بدانند كه بعد از فراهم شدن تمامى اسباب و زمينهها ديگر جاى هيچگونه عذر و بهانهاى در پيشگاه ربوبى نيست .
جهل ، امالفساد دوران
اگر ما در ميان جوامع بشرى نقاط تاريك و زشت ، و صفحات ننگين و شرمآورى مشاهده مىكنيم ، همگى به دور افتادن انسانها از پرتو حياتبخش علم و دانش و فرورفتن در باتلاق نادانى و جهل اشاره دارد ، اگر فرعون توانست قرنها ادعاى خدايى كند ، اگر انسان خدا را انكار كرد و بت را معبود خويش ساخت ، اگر امروزه آمريكاى جنايتكار توانسته است بر ممالك اسلامى مسلط شود و آنها را از حيثيت انسانى خارج كرده و از هستى ساقط نمايد و خلاصه اگر ابليس از فرمان خداوند سرپيچى كرد و از سجده بر آدم امتناع ورزيد ، همه از اثرات مرگبار جهل و نادانى و گمراهى است . ابليس با اين عمل گستاخانه و با تمسك به اين استدلال جاهلانه كه سرشت من از آتش است ، ولى خلقت انسان از خاك ، تن به مذلت ابدى سپرد ، در حالى كه خداوند ، آدم را نه بخاطر جسمش مسجود ملائكه قرار داد بلكه به جهت عالم بودن او به اسماء الهى و احترام به علم و دانش و براى دميدهشدن روح خويش در او ، وى را به چنين مرتبهاى ارتقاء داد :
هامش
( 1 ) - سوره طلاق / آيه 12 .