محبت عترت
گام دوم در اتصال و ارتباط با اهلبيت و خاندان پيامبر ( ص ) كه ما آن را ثقل اصغر و يكى از دو بال براى پرواز به سوى سعادت و تكامل انسانها و جوامع بر شمرديم ، محبت به آنان و ابراز علاقه به ايشان است كه ما شيعيان ، عاليتيرن و كاملترين درجه آن را دارا هستيم و اين را نيز به بركت همان امامشناسى و پذيرفت و او را واجد تمام شرايط الهى آن از جمله علم كامل ، عدالت تام و تقواى نمونه و بى نظير دانست ، چرا به آن دل نبندد و او را از جان و دل دوست نداشته باشد ، بنابراين اگر كسى براستى امامش را بشناسد و بداند كه او تنها ناجى انسان از گرداب جهل و فساد و تباهى به علم و صلاح و سعادت است ، محبت و عشق و علاقه به او امرى ناگزير است و خودبخود به دنبالش پديد مىايد و او امام را همچون يك محبوب و معشوق و مراد دوست مىدارد .
البته ما كه اين محبت را در سطح عالى داريم ، از زحمات پدران و مادران و دعاى خير آنان داريم . آنان بودند كه كام ما را با تربت امام حسين ( ع ) برداشتهاند ، آنان بودند با ذكر ياعلى ما را به پا مىداشتند و به راه مىبردند و با عزادارىها و سينهزنىهايشان ، اين عشق و محبت را با خون و گوشت ما آميخته كردند . تلاشها و فداكارىهاى علما و شهدا نيز ما را در دستيابى به اين محبت و علاقه ، ياورى اساسى و علتى قابل توجه بوده است .