آن ، ملازم حضرت سليمان ( ع ) را قادر ساخت تا در يك چشم بر هم زدن ، تخت بلقيس را از يمن ( سرزمين صبا ) به فلسطين بياورد و نمايانگر قدرت علم كتاب هر چند ناچيز باشد . حال اگر كسى تمامى علم اين كتاب را داشته باشد ، داراى چه شخصيت و عظمت بالايى خواهد بود و چه كسى غير از او مىتواند امام ، راهبر و هادى مردم در طول تاريخ زندگى بشر باشد ؟ !
مطالعه در زندگى و احوال اميرالمؤمنين على ( ع ) و امامان بعد از او ( ع ) و تدبر در آيات مربوط به ولايت و بررسى روايات بيشمار و پرمحتوى در اين زمينه ، ، ما را بيش از پيش به كمالات منحصر به فرد و ارج و قيمت بىنظير ايشان دربارگاه الهى رهنمون مىسازد . نكته اخلاقى بسيار مهمى كه در اينجا مطرح مىشود و ما با ذكر آن ، بخش اول از تمسك به اهلبيت ( ع ) را به پايان مىبريم اينست كه وقتى امام ( ع ) كه در زمان ما ، امامت با حضرت حجت ، مهدى موعود است اعلم مردم است و بر همه چيز آگاهى دارد ، طبعاً بر تمامى آشكار و پنهان ما نيز واقف و مطلع است ، پس ما در همهء احوال در محضر او هستيم و او گفتار ما را مىشنود ، كردار ما را مىبيند و پندار ما را مىداند ، اگر كارى را به نيت قرب الهى و يا براى ريا و فريبكارى مردم انجام دادهايم بر او پوشيده نيست و ما دائماً در معرض دعا و طلب خير و يا لعن و نفرين آن بزرگوار قرار داديم . لذا بايد توجه داشته باشيم كه امام ( ع ) در تمامى حالات زندگى ، شاهد و ناظر براعمال ماست و ما مىبايست همچون كسى كه در برابر شخص ديگرى مواظب رفتار و كردار خويش است ، در خلوت و جلوت ، مراقب كارهاى خود باشيم و خود را در محضر امام خويش و خداى جهان بدانيم . به هر حال ، براى تمسك به اهلبيت ( ع ) ، اولين قدم ، شناخت ايشان بواسطه راههايى است كه بطور استدلال و منطقى با برهان و عقل ، در دسترس همگان قرار دارد . اين بزرگواران كه 12 نفرند ، از امام علىبنابيطالب شروع و به امام مهدى ( ع ) ختم مىشوند و يك مسلمان بايد پس از شناسايى ، بر امامت آنها معتقد باشد و آنان را پيشواى خويش و هادى و راهبر بشر و نماينده منحصر خداوند در روى زمين بداند .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٨